يك سال مي گذرد... 365 روز پيش ...
ميليون ها ساعت و ميليارد ها ثانيه گذشت تا به امروز رسيدم..
تا من و دل خودم يك ساله شد...
هنوز هم گاهي اوقات باورم نمي شود كه من رسماً وبلاگ نويس شده ام اگر چه كار چندان شاق و دور از انتظاري هم نيست.
پيشنهاد ايجاد وبلاگ را دكتر تهراني به من دادند ، خودشان هم وبلاگ دارند ، يعني داشتند. مدت هاست كه ديگر به روز نمي كنند، زندگي ست و هزار دردسر...
اوائل وقتي اصرار مي كردند كه يك وبلاگ داشته باشم احساس مي كردم كه آدم هاي بيكار و اينترنت گرد كه كلي وقت اضافي دارند دنبال اين جور كارها هستند ، تعجّب مي كردم كه چطور خودش وبلاگ دارد.
به من مي گفتند تا وقتي وبلاگ نزني ، آدرس وبلاگم را به تو نمي دهم.شايد همين كنجكاوي ناشي از دانستن نام وبلاگ دكتر بود كه مقدّمات را در ذهنم مرور كردم گر چه قبل از اينكه وبلاگي زده شود و مطلبی گذاشته شود دکتر آدرس وبلاگش را به من داد.
با اينكه وبلاگش چندان به دلم ننشست ، بعد ها فهمیدم در اين اوضاع شلم شورباي وبلاگ نويس ها ، نوشته هايش حرف ها براي گفتن دارد .
سعي كردم كه اسم هايش ساده باشد و منطبق با محتوايش. حرف هايي كه از دل مي آيد و البته بر دل من هم مي نشيد. حرف هايي كه سعي مي كنم تا مدام مرورشان كنم مبادا كه يادم برود كه بودم و مي خواهم كه باشم و اين شد كه شد من و دل خودم.
نمي گويم كه لحظات بد نداشت امّا در مجموع برايم عالي بود ، انگار كه احتياج داشتم و خودم نمي دانستم . شايد مهمترينش اين بود كه فهميدم همه ي آنهايي كه وبلاگ دارند هم بيكار نيستند ، خودم در بدترين لحظات و سخت ترين فشار ها مقيد به به روز كردن بودم .هنوز هم امّا ، دليلش را نفهميدم.
يكي از بزرگترين حسن هاي من و دل خودم ، دوستان خوبش بود و هست. كساني كه در بدترين لحظات با من بودند و در كنارك. باورم نمي شد كه در اين فضاي نوشتار مجازي ، دوستي هايي چنين به وجود بيايند و پيوندهايي محكم برقرار شوند.
عاطفه ي عزيزم كه مدتي بعد از شروع، باهاش آشنا شدم و در بدترين لحظات هم پيشم مي آمد و تنهايم نمي گذاشت. نخوانده بودم نوشته هايي كه زيباتر از او از عشق سخن گفته باشند و معناي عشق حقيقي را در رسيدن و قرب به خدا بدانند
شيماي نازنينم كه علاوه بر مهرباني هايش ، واسطه ي دوستي من و عاطفه هم بود و وجود ارزشمندش با وجود تمام گرفتاري ها و مشكلاتش هميشه قوت قلبم بوده و هست.
من عزيزم با آن نوشته هاي مبهم و رمز آلودش كه هيچ گاه از خواندنشان سير و خسته نمي شوم.
ساراي گلم كه عاشق مناجات هاي زيبايش با خداوندش هستم و بارها آرزو كردم كه بتوانم لحظه اي اين گونه با خدايم صحبت كنم.
وفاي با وفايم كه وفا و درست فكر كردن را از او آموختم و بابت تمام بودن ها و حرف هايش هميشه مديونش هستم.
مادر مهرباني كه لحظه لحظه هاي وجود نازگلش همراهش بودم و با او احساس مادر بودن و عاشق بودن را آموختم.
بهنام عزيز كه "دخترم " گفتنش هر بار لبخند شيريني بر لبانم مي نشاند و نوشته هايش به من آموخت كه مي شود هر حرفي را در هر قالبي زد.
رهاي مهربانم ، دوست گلي كه در تك تك لحظه هاي دانشجوييم احساسم را با احساسش مشترك ديدم.
مريم گلم كه لحظه لحظه هاي حضور در وبلاگش برايم چيز تازه اي داشت و اولين بار بود كه به لطف پارميداي گلش خاله شدم.
فرشته ي عزيزم ، همزادم كه تنها به خاطر نام مشترك آشنا شديم و لحظه به لحظه از آشنايي با او و نوشته هايش خوشحال تر مي شوم.
كياي عزيز ، جناب كيا كه جنابش را خودم اختراع كردم و با آنكه نمي دانم چرا ولي الحق كه به اسمش و شخصيتش برازنده است.
محسن عزيز كه شرح پشيماني ها و اعترافاتش با خدا حس غريبي در من به وجود مي آورد.
حسن عزيز كه از خدا مي خواهم خوب باشد تا هميشه بيايد و من از مناجات هايش با امام زمان لذت ببرم.
آتوساي گلم كه حضور در وبلاگش با تمام بي استعداديم در شعر ، تا به حال خسته ام نكرده است و هر پستش برايم زيبايي خاصي داشته است.
مهديه و صادق عزيز كه عاشق شعر ها و نوشته هايشان هستم و لذت خواندن آنها را با هيچ چيز عوض نمي كنم.
شيناي مهربانم كه نوشته ها و جملات پر تمثيلش را تا چند بار نخوانم نمي توانم نظري داشته باشم.
دكتر بوترابي عزيز كه نوع كامنت ها و نوشته هايشان منحصر به فردترين كامنت ها و دست نوشته هايي ست كه تا به حال ديده ام و خوانده ام.
و ش.شريعتي گل و همكلاس عزيزم كه هنوز نفهميدم چرا اين قدر به دكتر شريعتي و نوشته هايش علاقمند است.
و نازنين ، تينا ، فاطيما ، پريا و سمانه ي گلم و ايلياد ، دامين ، آرين و نيما ي عزيز و همه ي دوستاني كه كه همیشه و همیشه نوشته هايشان را دوست دارم و از خواندنشان لذّت مي برم. بابت فراموشي نامشان عذر مرا بپذيرند.
خداوند را شكر مي كنم و تشكر مي كنم از كسي كه تمام اين زيبايي ها و دوستي ها را به من هديه كرد.
و اميدوارم كه من و دل خودم با تمام دوستانش باشد و بماند و ادامه دهد و روز به روز بهتر و پربارتر شود.
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : فرشته در ساعت 20:0
