تبليغاتX
من و دل خودم
من و دل خودم
در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند ، هرچه بیشتر اوج بگیری کوچکتر می شوی .
یکشنبه بیستم آبان 1386
هدیه ی خدا...

به شکرانه ی سلامتی دوستی که دوستش دارم...


 و خدا هدیه ای فرستاد  ...

 برای من !

 هدیه ای که نمی دانم ارزشش را داشتم یا نه

 ولی به هر حال

 امروز در وجودم نمی گنجم !

 حس می کنم ...

 بالاخره آن روز رسید که :  «‌ صبا شراب صفا ریخت در پیاله گل »

 خدایا

 خاکستری بر آتش درونم نشسته و راهی را بر من بسته

 خدایا اراده ای کن تا  

 « صبا خاکسترم را از سر ره دورتر ریزد »

 بر من خرده مگیر که جز تو کسی را ندارم

 هیچ کس را

 حتی خودم را ... 

 

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : فرشته در ساعت 23:43
پنجشنبه دهم آبان 1386
شادی و اندوه...

شادی شما همان اندوه بی نقاب شماست.

چاهی كه خنده های شما از آن بر می آيد چه بسا كه با اشكهای شما پر می شود.

و آيا جز اين چه ميتواند بود؟

هر چه اندوه بيشتر درون شما را بكاود جای شادی در وجود شما بيشتر می شود.

مگر كاسه ای كه شراب شما را در بر دارد همانی نيست كه در كوره كوزه گر سوخته است؟

مگر آن نی كه روح شما را تسكين می دهد همان چوبی نيست كه درونش را با كارد تراشيده اند؟

هر گاه كه شادی مي كنيد به ژرفای دل خود بنگريد تا ببينيد كه سرچشمه شادی به جز سرچشمه اندوه نيست.

و نيز هر گاه اندوهناكيد باز در دل خود بنگريد تا ببينيد كه به راستی گريه شما از برای چيزی است كه مايه شادی شما بوده است.

پاره ای از شما ميگوييد شادی برتر از اندوه است و پاره ای ميگوييد نه اندوه برتر است.

اما من به شما ميگويم اين دو از يكديگر جدا نيستند.

اين دو با هم می آيندو هر گاه كه شما با يكی از آنها بر سر سفره می نشينيد به ياد داشته باشيد كه آن ديگری در بستر شما خفته است.

به راستی شما همچون ترازويی ميان اندوه و شادی خود آويخته ايد.

فقط آنگاه كه خالی هستيد در يك ترازو آرام می مانيد.

هر گاه كه خزانه دار شما را بر می دارد تا زر و سيم خود را اندازه بگیرد شادی و اندوه شما زیرورو می شود.

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : فرشته در ساعت 15:57