دوشنبه سی ام مهر 1386
باری، اين گونه باش ...
مردم، اغلب، نامعقول و غير منطقی و خودخواه هستند؛ باری، آنها را ببخش.
اگر مهربان باشی، مردم تو را به خودخواهی و داشتن اغراض پنهانی متهم می كنند؛ باری، همچنان مهربان باش .
اگر آدم موافق باشی، دوستانی غير صادق و دشمنانی صادق به دست خواهی آورد؛ باری، از موفقيت دست برندار.
اگر صادق و صميمي باشی، مردم تو را فريب خواهند داد؛ باری، همچنان صادق و صميمی باش.
آنچه سالها صرف سازندگی آن مي كنی ديگران در يك شب از بين می برند؛ باری باز هم سازنده باش.
اگر شادی و آرامش داشته باشی، بعضی ها به تو رشك خواهند برد؛ باری، شاد باش.
كارهای خوبی را كه امروز انجام مي دهی، اغلب فراموش خواهد شد؛ باری كارهای خوب انجام بده.
بهترين چيزها را كه داری ببخش، شايد كه كافی نباشد؛ باری، بهترين را ببخش.
در يك كلام، همه اينها بين تو و خدای توست؛ باری، هرگز بين تو و ديگران نبوده است...
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : فرشته در ساعت 23:21
جمعه بیستم مهر 1386
فرشته ها می آیند . منتظر باش ...
فرشته ها آمده اند پایین. همه جا پر از فرشته است. از کنارت که رد می شوند، می فهمی؟
اسمت را که صدا می زنند، می شنوی؟
دستشان را که روی شانه ات می گذارند ، حس می کنی؟
راستی حیاط خلوت دلت را آب و جارو کرده ای؟ دعا هایت را آماده گذاشته ای؟ آرزو هایت را مرور کرده ای؟
می دانی که امشب به تو هم سر می زنند؟
می آیند و برایت سوغات می آورند، پیراهن تازه ات را.
خدا کند یک هوا بزرگ شده باشی . می آیند و چهار گوشه دلت را نور و گلاب می پاشند.
می آیند و توی دستشان دعای مستجاب شده و عشق است.
مبادا بیایند و تو نباشی . مبادا در دلت را بسته باشی.
مبادا در بزنند و تو نفهمی. مبادا ...
کوچه دلت را چراغانی کن. دم در بنشین و منتظر باش.
فرشته ها می آیند. فرشته ها حتما می آیند.
خدا آن سوتر منتظر است. مبادا که فرشته هایت دست خالی برگردند...
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : فرشته در ساعت 10:28
چهارشنبه یازدهم مهر 1386
بازی زندگی..
زندگی، بازی خورشید و سایه است..
وقتي بخواهيم از نفس رسته و خويشتن خويش را در دست بگيريم در ابتدا بايد به نفس نايل شويم.
فقط يك ميوهی رسيده به زمين میافتد. يك ميوهی نارس محكم به درخت میچسبد و درخت هم اين پيوند را به شادی میپذيرد و اگر آن را به زور جدا كنيم، زخمی از آن بجای خواهد ماند.
داغ اين زخم تداوم خواهد يافت و جراحت هميشه تازه خواهد ماند. يك نفس نارس را نمیتوان معدوم كرد و كل تلاش منجر به شكست خواهد شد. چون ما چيزی را میتوانيم از دست بدهيم كه آن را دارا باشيم.
وقتی كه شناخت كامل از خواستهها و اميال بوجود بياید در اين حالت می شود بر آن چيره شد.
پس برای رها شدن از نفس ابتدا بايد آنرا شناخت و بعد آن را از بين برد.
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : فرشته در ساعت 13:41